تبليغاتX
آب و كاشي

.

 

سه شنبه 17 شهریور1388

 

بی بهار و بی بهانه ام

چشمهای خشک زنده رود را

گریه می کند دلم

آی ابرهای هرکجا

دمی

با دل من و

            زمین بی بهار و

                             رود تشنه

                 گریه می کنید...؟




احمد پدرام


***....رحمي به دل شكسته كاشي كن ***

 

چهارشنبه 23 اردیبهشت1388

 

امسال خيلي اتفاقي با دانشجوهاي دانشگاه اصفهان به طور مخفيانه و به عنوان يك دانشجوي مودب رفتم نمايشگاه كتاب. توي اين يك روز از صبح تا شب توي نمايشگاه دويدم اين طرف و اون طرف و بالاخره تونستم چند تا از كتابايي رو كه مي خواستم گير بيارم. فعلا اسم اين چند تا رو كه جلوي چشممه مي‏نويسم كه توي اين چند روز باقي مونده از دستشون ندين

كتاباي خوبي كه از نمايشگاه خريدم:

1. خانمي كه شما باشي - حامد عسكري - نشر شاني
2. باغ بي سايه - محمد جواد آسمان - دفتر شعر جوان
3. الف هاي غلط - علي محمد مودب - نشر سوره مهر
4. باغهاي معلق انگور - سيد محمد ضياء قاسمي -  نشر سوره مهر
5. ترانه ماهي‏ها - كبري موسوي -  نشر سوره مهر
6. كاغذ باد -  نشر سوره مهر
7. سنگچين - سعيد بيابانكي - نشر علم
8. بر تابي از ترانه - نزار قباني با بازسرايي سيامك بهرام‏پرور


و البته چند تايي هم كتاباي ريز و درشت خوشحال كننده كه مي توني بذاري توي جيبت و هر جا بري بخوني. اينم بگم كه اگه اطلاع رساني اون خانومايي كه پشت ميز اطلاعات نشسته بودن بهتر بود هيچ كتابي از ليستم جا نمي افتاد. اگه رفته باشين نمايشگاه حتما متوجه شدين كه غرفه هاي نشريات بر اساس حروف الفبا صورت گرفته بود. از يكي از اين خانومهاي محترم پرسيدم كه فلان كتاب رو از كدوم انتشاراتي بايد بخرم. ايشون در كامپيوترشون جستجو كردند و فرمودند: نيلوفر. البته روح انتشارات نيلوفر از وجود همچين كتابي خبر نداشت. مجددا رفتم سراغ يكي ديگه از خانومها. كه البته ايشون همون حركت رو انجام دادن و اين بار فرمودند: همچين كتابي به نمايشگاه نيومده.
دردسرتون ندم. كتاب رو آخرش از انتشارات خورشيد خريدم( فاصله‏ش رو تا نيلوفر داشته باشين)

همين.


***....رحمي به دل شكسته كاشي كن ***

 

چهارشنبه 2 اردیبهشت1388

 

 

 

شرمنده آن شاعر کاشانی ام من

وقتی رسیدم آب را گل کرده بودند....

 

علی اصغر ابراهیمی


***....رحمي به دل شكسته كاشي كن ***

 

سه شنبه 27 اسفند1387

 

 

 

سلام

و خداحافظ. خداحافظ سال كهنه اي كه 366 روز پيش نو بودي. خداحافظ لحظه‏هاي آخر سال 87. خداحافظ وعده‏هايي كه قرار بود توي اين سال به اونها عمل كنم و نكردم. خداحافظ آدمهايي كه اين سال آخرين سال زندگي‏تون بود... .

و سلام. سلام آدمهايي كه توي اين سال وارد دنياي بزرگ ما مي‏شين. سلام وعده‏هايي كه براي امسال پشت در نگهتون داشتم. سلام 365 روزي كه مثل يه بسته‏ي كادوپيچ شده توي روز تولد، منتظر باز كردنتونم. سلام سال جديدي كه خيلي زود تو هم كهنه مي‏شي.....

سلام دوستاي تازه‏اي كه فرصت نكردم لينكتون كنم. سلام پستهاي ننوشته سال جديد. سلام اتفاقاي شيرين سال 88

 

يك هفته است كه وهاب داره توي تب 40 درجه مي سوزه. همه‏ي روزاي اين سال يه طرف و اين يه هفته هم يه طرف. نمي دونم اين ويروسي كه ميگن همه‏تنشو گرفته و عفوني كرده از كجا اومده. اصلا نمي فهمم اين روزاي آخر سال چه طوري دارن مي‏گذرن... . خدا رو شكر امروز حالش بهتر شده.

ديروز كه توي بيمارستان منتظر بودم سرمش تموم بشه، پشت در مطب دكتر اين نوشته رو ديدم. نمي‏دونم كي اينو نوشته ولي خيلي به دلم نشست. خيلي قشنگ داره از خدا همه‏ي چيزاي خوب رو طلب مي‏كنه. براي همين مي‏ذارمش اينجا و براتون همه‏ي اين چيزا رو از خدا مي‏خوام

 

اميدوارم سالي كه مياد براي همه‏مون پر از اتفاق‏هاي خواستني باشه. سر سفره سبز هفت سين‏تون، اين حوض نقلي رو هم دعا كنين....

 

 

 

خداوندا

 در این سالی که در پیش است

نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ایی،لیکن

در آغاز طلوع روشن سالی که می آید

کمک کن تا رها سازم ز خود

 من کوله بار یک هزار و سیصد و افسوس

 هزار و سیصد و اندوه

 

خدایا مهربانم کن

تو چشمان مرا با نور خود بگشا

تو لبخند رضایت را عطایم کن

بفهمان زندگی زیباست

 

خداوندا!

تو راه سبز ایمان را نشانم ده

تو نیکی پیشه ام فرما

که راه حق صبورانه بپیمایم

و من هرگز نباشم از زیانکاران

 

 رفیقا!مهربانا!عاشقم فرما

مرا در شط پر مهر گذشتت،شستشویم ده

تو پاکم کن،قرارم ده

 

کریما!

دست های گرم و لبخندی،عطایم کن

تو ای نزدیک تر از من به من

اینک مرا دریاب ،پناهم ده

 

عزیزا!

پاسدار حرمت هر لحظه ام فرما

تو ذکرت را عطایم کن

که با یادت دلم آرامشی یابد

 

 حبیبا!

قدردان خوبی ام فرما

تو گرداننده‏ي دل ها و چشمانم

تو ای تدبیر بر هر روز و هر شامم

تو چرخاننده احوال این دنیا

بگردان حال من را سوی آن حالی که می دانی

تو آرامش عطایم کن

 

تو ای آموزگار پاك خوبی ها

تو راه مهرورزی را نشانم ده

بگیر این دست تنهای مرا در دست پر مهرت

 

طبیبا!

ای که نامت مرهم دردم

شفایی مرحمت فرما

 

تو را می خوانمت اینک

اجابت کن مرا ای منتهای رهجویان

تو بر مبنای این هستی

رضا بودن عطایم کن

که من همراه هر سختی بجویم گوهر زیبا و پنهان گشایش را

 

خدایا!

مزه پاک عطش را بر لبانم تشنه ام بنشان

بنوشان جرعه ایی از آن طهور ناب روحانی

مرا مست می جام حضورت کن

برای محو تاریکی ،بسوزان جهل من را

شعله ام گردان

مرا در این سیه سودا،

در این سرمای پر سوز سکوت سایه های سرد ،یاری کن

و با تدبیر پر مهرت

سحرگاهان

 سروش سبز سیمای سعادت ساز ساقی هدیه ام فرما

 

خداوندا !

نمی دانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما

برای مردمان خوب این وادی

عطا فرما

هزار امید

هزار و سیصد آگاهی

هزار و سیصد و هشتاد بهروزی

هزار و سیصد و هشتاد و هشت لبخند زیبا را  

***....رحمي به دل شكسته كاشي كن ***