تبليغاتX
آب و كاشي

.

 

پنجشنبه 28 آذر1387

 

خیلی پیشتر از اون که طنز شیرین «ناصر فیض»رو بشنوم، با غزل‏های لطیفش آشنا بودم. 7-8 سال پیش، دوستی، یک شب کتابی از ایشون رو بهم امانت داد که انتشارات نیستان منتشر کرده بود. خوب یادمه که صبح باید کتاب رو پس می‏دادم. الان که به این دفترچه‏ی مقابلم نگاه می‏کنم، خوشحالم که اون شب تا صبح نشستم و کتاب رو دست‏نویس کردم و برای خودم نگه داشتم... .

تو ای تجسم شیرین آرزو با من

دلم نمی‏شکند تلخ‏تر بگو با من

 

خیال کن که من از پشت کوه آمده‏ام

بگو هر آنچه دلت خواست رو به رو با من...

 

اگه اشتباه نکنم تابستون سه سال پیش بود که برای اولین بار آقای فیض رو توی شبهای هشت بهشت اصفهان دیدم. اون شعر معروف «کلید» و شعر «بايد كه شيوه سخنم را عوض كنم» خوندند و هنوز که هنوزه بعضی وقتها این شعرا رو از روی سیستمم گوش می‏کنم.

کاری که امروز اینجا می‏خونین با اون کاری که من چند ماه پیش شنیدم یه تفاوتهایی کرده. به خاطر همین بعضی از ابیات رو توی صدای خودشون که دارن می خونن، نمی‏شنوین. آقای فیض زحمت کشیدن و خودشون شعر به روز شده رو برام کامنت گذاشتن.

 

شما هم بخونین و البته.. بشنوین:

 

کاری نکن نگاه به دمپایی‏ات کنند

از روی شست پات شناسایی‏ات کنند


با دايي ات به پارك محله برو ولي
كاري نكن نگاه به زن دايي‏ات كنند

هشدار! بوي دايي خود را به خود مگير
كافي‏ست اين بهانه كه بودايي‏ات كنند

هرجا مرو براي فقط لوح ياد بود
تا در هواي كنگره هر جايي‏ات كنند

هرگز به بستري شدن خويش تن مده
بگذار تا معالجه سرپايي‏ات كنند

در بخش گوش و حلق بعيد است دكتران
كاري براي مشكل بينايي‏ات كنند

با قهوه‏ي قجر كه شنيدي چه كرده‏اند!
ترسم همين معامله با چايي‏ات كنند

هرگز به شغل عاريتي اعتنا مكن
حتي اگر ضمانت اجرايي‏ات كنند

تنها نمي‏شوي تو اگر دلبران شهر
فكري براي معضل تنهايي‏ات كنند

با مجريان مسكن شهرت فقط بگو
كاري براي مشكل بي‏جايي‏ات كنند

آري شروع مفسده از شست پاي توست!
كافي‏ست يك نگاه به دمپايي‏ات كنند!

 

ناصر فیض

 

در پاشویه:

اینجا و اینجا دو تا وبلاگ‏های آقای فیض هستن. پیشنهاد می‏کنم حتما حتما سر بزنین. از ایشون به جز مجموعه اشعار انتشارات نیستان کتاب «املت دسته دار» هم منتشر شده. البته بعید می‏دونم که دیگه بتونین توی بازار پیدا کنین.


***....رحمي به دل شكسته كاشي كن ***