تبليغاتX
آب و كاشي

.

 

دوشنبه 6 آبان1387

 

 

تا بود سر به زیر تر از آبشار بود

قیصر که سر بلند تر از کوهسار بود

 

از رود سد شده به تحمل صبور تر

اما دلیل زمزمۀ جویبار بود

 

افتاده مثل ریگ ته درّه می نمود

آن ایستاده شعر که خود قلّه دار بود

 

قیصر نه، درد، درد نه، قیصر... خدای من

تا مرگ هم به دوستی اش پایدار بود

 

معیار نا شکافته اش زخم بسته است

او بغض بی عیاری این روزگار بود

 

تنها شبانه میشد از او باج جان گرفت

صبح از گشاده رویی او شرمسار بود

 

اندوه او فراتر از این های های ماست

او شعر بود و همهمۀ ما شعار بود

محمد علی بهمنی

 

در پاشویه:  و این سلام و صلوات در سالروز پرواز قیصر به طاهره صفارزاده هم تقدیم می شود. روحش شاد. 


***....رحمي به دل شكسته كاشي كن ***