پنجشنبه 23 آبان1387
حرفی اگر برای سرودن بود
دیوارها سکوت نمیکردند.......
بشنوین:
سکهی مهر تو از خورشید هم زرینتر است
خون تو از خون دیگر عاشقان رنگینتر است
رود راهی شد به دریا، کوه با اندوه گفت
میروی اما بدان دریا ز من پائینتر است
گر جوابم را نمیگویی، جوابم کن به قهر
گاه یک دشنام از صدها دعا شیرینتر است
ما چنان آیینهها بودیم رودررو ولی
امشب این آئینه از آن آینه غمگینتر است
سنگدل من دوستت دارم فراموشم مکن
بر مزارم این غبار از سنگ هم سنگینتر است
سکهی مهر تو را گم کردهام چون پادشاه
پادشاهی کز غلامان خودش مسکینتر است
فاضل نظری
سفر بهانهی دیدار و آشنایی ماست
از این به بعد سفر مقصد نهایی ماست
در ابروان من و گیسوان تو گرهایست
گمان مبر که زمان گرهگشایی ماست
خرابتر ز من و بهتر از تو بسیار است
خود این دلیل بر آغاز بیوفایی ماست
زمانه غیر زبان سفر چه میداند
بدان که پر نزدن ایدهی رهایی ماست
به روز وصل چه دلبستهای که مثل دو خط
به هم رسیدن ما نقطهی جدایی ماست
فاضل نظری
***....رحمي به دل شكسته كاشي كن ***



