آهو صدایم کن
دلم اين هفته براي وبلاگم خيلي سوخت. اصلا وقت نداشتم يه سر بزنم و حتي كامنتها رو تاييد كنم. اينقدر سرم شلوغ بود و كار داشتم كه تا همين الان الان براي پست تازهم هيچ فكري نكرده بودم. ولي بالاخره وقتش رسيد....
صداي مريم رو كه گوش ميكردم، پوستم كشيده ميشد و براي خودم جا كم ميآوردم. مخصوصا اون تيكههايي كه پررنگترشون كردم، بدجوري روي سيمهاي اعصابم بازي ميكرد. مريم ميگفت خيلي خوبه كه از شاعرايي كه وبلاگ ندارن، علاوه بر شعري كه خودشون ميخونن چند تا كار ديگه هم ميذاري. ولي اينجا دلم نيومد كار ديگهاي بذارم. دلم نميخواست طراوت اين غزل با چيز ديگهاي قاطي بشه، حتي اگه از كاراي خودش باشه.
"مريم حقيقت " اولين خانوميه كه دارم از صداش اينجا استفاده ميكنم. بلكه گشايشي باشه براي كاراي بعدي. شك ندارم كه براي بالا اومدن صفحه كلي معطل شدين. ببخشيد حجم فايلش از اين بيشتر كم نشد.
بخونيد و بشنويد......
آهو صدایم کن!
زخمی غریب و تشنهام امشب دعا کن
یعنی مرا از هر چه تاریکی رها کن
وحشت، صدای خیس باران، سوز سرما
فکری به حال این غریب بی نوا کن
دارم روانی می شود از بیت بعدی
(مریم هجوم گریه را بهتر ادا کن )
من ...درد میکرد..از خودش..سر در نیاورد
حالا کمی معلولها را جا به جا کن
اینجا فضا تاریک ./تر...این صحنه../گندم
یک اسمان پر تا کبوتر پر .../نگا کن
اصلا گدا من... نیست ... تو... ضامن... نبودی
من پر کبوتر پر ..گدا...کن_
-فیکون سبز پروازی دوباره
حالا تمام کهکشان را پابهپا کن
من را که پرپر میشوم سمت تو هر شب
از ربنای رکعت هشتم صدا کن
از تخت جمشید دلم تا طوس چشمت
جاده غزل میباردم با عشق تا کن
من را که در دستان تو جایی ندارم
سمت خدای بیپناهیها هواکن
دارد خودش را / من به سمت عشق برگشت
پرواز را از بالها زنجیر وا کن
من پر...کبوتر پر... خدا... /کات
تصویر گنبد نور را رنگ رضا کن/
شیپورها، نقارخانه، ضامن عشق
اینجا به بعد اصلا مرا آهو صدا کن
مريم حقيقت
اين غزل رو توي اين پست خودش هم ميتونين ببينين.