چقدر نقشه كشيدم براي زندگيم...
عشق قابيل است قابيلي كه سرگردان هنوز
كشتهي خود را نميداند كجا پنهان كند
به همين زودي يك سال گذشت.هنوز هم باورم نيست كه اين اتفاق تلخ..... . فقط يادمه كه هميشه چقدر توي اينترنت دنبال شعراش ميگشتم و حالا توي اين مدت چقدر با بغض كتابشو ورق زدم. چقدر گشتم تا پيداش كنم ... چقدر حالا فكر كردم كه چطور ميشه ديني رو كه به گردنش داريم ادا كنيم. كه روحش شاد باشه. كه مبادا جاش بينمون خالي باشه. كه مبادا فكر كنيم نيست ، از جريان افتاده ...
توي ذهنم اين بيت داره چرخ ميخوره : چقدر نقشه كشيدم براي زندگيم/ بعيد نيست كه آن را اجل به باد دهد. و دلم نميخواد غزلهاي پارسالو تكرار كنم. كتاب رو از ديشب گذاشتم جلوم و هي دارم فكر ميكنم كدوم شعراشو دوست داره بنويسم؟
نمي دونم. نفهميدم. با پريشاني خاكي كه هواي آويختن به باد رو داره... اين سه تا غزل رو بخونيم و يادمون نره براي لبخند زدن روح بزرگش حمد و توحيد بخونيم........
|
شبيه قطره باراني كه آهن را نميفهمد |
دلم فرق رفيق و فرق دشمن را نميفهمد |
|
نگاهي شيشهاي دارم به سنگ مردمكهايت |
الفباي دلت معناي "نشكن" را نميفهمد |
|
هزاران بار ديگر هم بگويي "دوستت دارم" |
كسي معناي اين حرف مبرهن را نميفهمد |
|
من ابراهيم عشقم مردم اسماعيل دلهاشان |
محبت مانده شمشيري كه گردن را نميفهمد |
|
چراغ چشمهايت را برايم پست كن ديگر |
نگاهم فرق شب با روز روشن را نميفهمد |
|
دلم خون است تا حدي كه وقتي از تو ميگويم |
فقط يك روح سرشارم كه اين تن را نميفهمد |
|
براي خويش دنيايي شبيه آرزو دارم |
كسي من را نميفهمد كسي من را نميفهمد |
زنده ياد نجمه زارع
|
حالا تويي كه دور... تويي ناپديدتر |
حالا منم كه از همه كس نااميدتر |
|
هذيان شعرهاي تو را ميتوان شنيد |
هر لحظه ميشود غم عشقت شديدتر |
|
ديوارهاي خانه تو را گريه ميكنند |
قفل تمام پنجرهها تر – كليد، تر |
|
تو شاعري ولي دلت انكار ميكند |
ميداند از تو عاشقيت را بعيدتر |
|
گم ميكني نشان غزلهاي خويش را |
هي ناپديد ميشوي و ناپديدتر |
|
دنيا هميشه در پي رنج است و شاعران |
در جستجوي قافيههاي جديدتر |
زنده ياد نجمه زارع
اين هم آخرين غزل نجمه:
|
من را نگاه كن كه دلم شعلهور شود |
بگذار در من اين هيجان بيشتر شود |
|
قلبم هنوز زير غزل لرزههاي توست |
بگذار تا بلرزد و زير و زبر شود |
|
من سعديام اگر تو گلستان من شوي |
من مولوي سماع تو برپا اگر شود |
|
من حافظم اگر تو نگاهم كني اگر |
شيراز چشمهاي تو پر شور و شر شود |
|
"ترسم كه اشك در غم ما پردهدر شود |
وين راز سر به مهر به عالم سمر شود" |
|
آنقدر واضح است غم بي تو بودنم |
اصلا بعيد نيست كه دنيا خبر شود |
|
ديگر سپردهام به تو خود را كه زندگي |
هر گونه كه تو خواستي آنگونه سر شود |
زنده ياد نجمه زارع