ای عشق فقط حساب دستت باشد...
توی سرم پر از سر و صداست. بعضی وقتا احساس میکنم احتیاج به یه توقف کوتاه دارم تا همین جایی که هستم بایستم و به لحظهای که توش هستم فرصت تکرار شدن بدم.
هنوز توی حس و حال مسافرت این چند روز تعطیلی و عوض شدن آب و هوای خودمم. مدتها بود دلم تنگ ساحل دریا و مه روی درختهای شمال بود. گردنه حیران، ساحل آستارا، بندر انزلی، جنگلهای سرسبز تالش... . خداییش حالم جا اومد. خوش به حال اون بالانشینهایی که منظرههای جلوی چشمشون همیشه دیدنیه و هواشون همیشه نفس کشیدنی.
الان که به فکر افتادم اینجا رو به روز کنم نشستم و تموم پستهای قبلی رو از اول خوندم. الان دیگه دقیقن میدونم چه وعدههایی دادم که عمل نکردم و باید توی این سال جدیدی که برای اینجا از اردیبهشت شروع شده چه کارایی بکنم. همین امشب صدای پستهای آینده رو هم ردیف کردم که دیگه بهانه به روز نشدن رو از خودم گرفته باشم.
اولین پست امسال با چند تا رباعی شیرین قراره که شروع بشه. فکر میکنم صدای «میلاد عرفانپور» رو یک سالی هست که توی صف آپلود شدن نگه داشتم .آقای عرفانپور رو فقط یک بار موقع خوندن این شعرها دیدم و متاسفانه به جز همین یه اسم چیز دیگهای ازشون نمیدونم. هرچند الان شناسنامهی هر شاعری شعرشه تا چیز دیگه. مخصوصن این شعر اول که حتی قبل از شنیدنش SMS شو دیده بودم.
بشنوید:
1.
تلخ است كه لبريز حقايق شدهاست
زرد است كه با درد موافق شدهاست
شاعر نشدي وگر نه ميفهميدي
پاييز بهاريست كه عاشق شدهاست
2.
آن حادثهام كه بخت را ميشكند
آن شوق كه كوه سخت را ميشكند
حاشا كه به زخمهاي خود سجده كنم
سجده كمر درخت را ميشكند
3.
تا ذهن درختها اسير تبر است
دستان بهار نيز بيبرگ و بر است
لعنت به دروغ زندگي وقتي كه
همسايه ز همسايه خود بيخبر است
4.
انشام دوباره بيست باباي گلم
موضوع : كسي كه نيست باباي گلم
ديشب زن همسايه به من گفت يتيم
معناي يتيم چيست باباي گلم؟
5.
اي كاش فراغتي فراهم مي شد
از وسعت دردهاي تو كم ميشد
اين بار مصيبتي كه بر شانهي توست
ايوب اگر داشت قدش خم ميشد
6.
از لالترين ِ لالها لالترم
از هرچه اسير، بي پر و بالترم
هر لحظه بدون او هزاران سال است
اي نوح من از تو هم كهنسالترم
ميلاد عرفان پور