دارم يه تدابيري براي لينكهاي روزانه‌ي كنار صفحه مي‌انديشم!!!

توي لينكاي سمت راست يه قسمت گذاشتم به اسم"ماهي‌هاي تازه" از اين به بعد لينكاي جالب و ديدني رو براي شما هم ميذارم. اگه شما هم لينك خوبي داشتين كامنت بذارين تا اضافه كنم.

علي‌الحساب يه الفباي انگليسي جالب براتون گذاشتم.

فعلا چند تا از شعراي اون شب آفتابي كه بهتون قولشو داده بودم داشته باشين تا بعد

 

 

 

و اسماعيل مي‌دانست آن چاقو نمي‌برد

كه صيادي كه من ديدم دل از آهو نمي‌برد

كدامين بارگاه‌است اين كدامين خانقاه‌است‌اين

كه در اينجا نفس از گفتن ياهو نمي‌برد

دلا ديوانگي كم نيست شايد عشق كم باشد

اگر زنجيرها را زور اين بازو نمي‌برد

چرا ناراحتي اي دوست از دست رفيقانت

كه خنجر عادتش اين است رو در رو نمي‌برد

زليخا را بگو نارنجهايش را نگه دارد

كه ديگر نوبت عشق است و تيغ او نمي‌برد

مهدي جهاندار

 

 

 

نگاهها همه درياچه‌هاي هامون است

و دست بر دل هر كس گذاشتي خون است

خدا به خلوت سينا گريخته است و باز

عصاي معجزه در دستهاي قارون است

و چشم من پي بيت‌المقدسي كه توئي

به دوردست‌ترين تپه‌هاي صهيون است

هنوز مردم دنيا تو را نمي‌فهمند

هنوز عشق همان پوستين وارون است

ببين به خشك‌ترين جاي نقشه افتاده‌است

زني كه مادر زاينده‌رود و كارون است

تو آسمان مني من كبوتري شده‌ام

كه شعر روي لبش شاخه‌هاي زيتون است

به عاشقانه‌ترين شيوه دوستت دارد

كسي كه هرچه ندارد به عشق مديون است

پانته‌آ صفايي

 

             

 

 

به من به طعنه نگو روزگار جانكاه است

به من كه هر نفسم آه از پي آه است

در آسمان خبري از ستاره‌ي من نيست

كه هر چه بخت بلند است عمر كوتاه است

به جاي سرزنش من به او نگاه كنيد

 دليل سر به هوا گشتن زمين ماه است

شب مشاهده‌ي چشم آن كمان ابروست

كمين كنيد رقيبان سر بزنگاه است

شرار شوق و تب شرح و بوسه‌ي ديدار

شب خجالت من از لب تو در راه است

فاضل نظري

 

 

 

 

 از او تا در پي اوئي دوري

 از يادش چون هميشه دوري دوري

در ظلمت آسمان هستي اي دل

از عشق هزار سال نوري دوري

سهیل محمودی